بی نشانی یا آشکارگی خداوند؟ نقد شبهه اختفای الهی بر اساس آموزه های توحیدی نهج البلاغه
چکیده فارسی
بنا به تقریر جان شلنبرگ، فیلسوف کانادایی معاصر، از شبهه خفای الهی، خداوند برای بیشتر انسان ها شواهد و قراین تجربی کافی بر وجود خود ارائه نکرده و خداناباوری غیرمقصرانه دلیلی بر خیرخواه نبودن خدا و ابهام در وجود الهی و در نتیجه، قرینه ای به سود الحاد است. پژوهش حاضر، این انگاره را در معرض ارزیابی داده های برگرفته از نهج البلاغه قرار داد. یافته های پژوهش نشان داد که خفای الهی دارای معانی متعددی است و شلنبرگ ادعا دارد تنها معنای بی نشانگی را مدنظر دارد؛ اما وی دچار خلط این معانی با یکدیگر شده است. مدعای شلنبرگ در خفای نشانگی الهی با وجود آثار روشن خداوند، ادعایی مردود است. تاکید نهج البلاغه بر رابطه مهربانانه خداوند با انسان ها ناقض انگاره شلنبرگ درباره بی نشانگی خدا و همچنین خفای وجودی و فعلی اوست. از منظر نهج البلاغه، خفای مطلق معرفتی، ادعایی ناصواب است و با وجود خفای حسی و احتجاب خداوند از عقول، اما ظهور فراحسی او از طریق آثار محسوس قدرتش ممکن است و به علاوه، به واسطه رحمت الهی، معرفت اضطراری او در وجود آدمیان نهاده شده است. از همین منظر، اتکا بر اختفای الهی برای دفاع از خداناباوری با مشکلات معرفت شناختی دیگری نیز روبه رو است که ناشی از توجه نداشتنبه محدودیت ها و گستره قوای معرفتی آدمیان است. همچنین تلقی ظاهرگرایانه از مفهوم خدا و رویکرد تشبیهی و انسان پندارانه درباره خداوند و صفات او، همچون عشق و خیرخواهی موجب گردیده تا نشانه ها و قراین محکم حسی که می تواند هر فردی را به شناخت لازم درباره خداوند برساند، نادیده گرفته شود.
کلیدواژهها
ختفای خدا (احتجاب)
،
داناباوری غیرمقصرانه (معقول)
،
معرفت خدا
،
نشانه های خدا
،
نهج البلاغه
،
جان شلنبرگ